خدایا سپاس

خدایا سپاس بخاطر همه آن برنامه هایی که خودت می نویسی.

و من چققققققققققققققققققققققققققققققدر خوشحالم!

چه شبها و روزهایی که منتظر بودم ندایی از تو برآید که بگویی آنچه لایقت است به تو عطا می کنیم.

اما  دوستی گفت حتماً وقتش نشده و من به این باور رسیدم که در وقت معین به من عطا خواهی کرد آنچه برایم مقدر کردی تا مرا به سر منزل مقصود برسانی.

و من اینک خوشحالم چرا که لحظه های ناب تقدیرات را چون خوابی شیرین در جلوی دیدگانم نهادی.

حال می فهمم که " تو کجایی تا شوم من چاکرت" چه معنایی شیرینی دارد.

امروز چه عالی دیدم که همه زندگی ام  آنطور که مصلحت است به بهترین نحو برنامه ریزی شده اما من چشم بصیرت نداشتم و به دامن پر مهرت آویخته بودم.

خدایا متشکرم از این تقدیر

خدایا متشکرم از این تقدیر

خدایا متشکرم از این تقدیر

خدایا متشکرم از این تقدیر

خدایا متشکرم از این تقدیر

خدایا متشکرم از این تقدیر

خدایا متشکرم از این تقدیر


خدایا جهان پادشاهی تو راست            ز ما خدمت آید خدایی تو راست

 پناه بلندی و پستی تویی                    همه نیستند آنچه هستی تویی


کمکم کن تا در این امتحان نیز سربلند بیرون آمده تا بیش از پیش بتوانم خدمتگزار مخلوقات تو باشم.

خدایا مرا لحظه ای به خود وا مگذار که کودک ناتوان توام.

خدایا با دستان حمایتگرت حمایتم کن تا به آنچه بر من مقدر کردی فایق آیم.


غم می بارد از جای جای این سرزمین

نیوشا:غم می بارد از جای جای این سرزمین و من خسته و دلسوخته از این ناگزیرم.

همه جا بوی غم گرفته و من تحملم تمام شده. دیروز قلبم به شدت درد داشت و بعد از خوب شدن سردرد فجیح به سراغم آمد.خدایا بسه مونه.هرچه گوش و چشمم را میبندم باز هم  می بینم و می شنوم. دیگر توان دیدن این همه را ندارم که این همه حوادث را تحمل کنم. حوادث طبیعی یک طرف و حوادث غیر طبیعی از اخبار قطار، هواپیما، اتوبوس، آتش سوزی، تخریب پل و چاه و....در طرف دیگر.

تابناک نوشته:

"نمی‌دانم که دخترک سرزمینم چه چهره زیبایی داشته و نمی‌دانم که سیران، انگبین کدامین خانواده پیرانشهری بوده است؛ اما آقای وزیر، یک چیز را خوب می‌دانم. دخترکم آنگاه که در آن کلاس سرد و نمور بر نیمکت‌های نه آنچنانی می‌نشسته و آنگاه که سرما و بوی نفت را تحمل می‌کرده، در سر رؤیاهایی بزرگی می‌پرورانده است.

سیران این سرزمین، آرزو‌هایش را در اتاقی دنبال می‌کرده که دستگیره‌ای نداشته است. او فرداهای زیبای خود، خانواده و پیرانشهر را امید داشته است. اصلا شاید آقای وزیر، سیران ما در رویایش در آینده خود را وزیری می‌دیده که دیگر در مرگ هیچ دانش‌آموزی متهم و مقصر نباشد!
آقای وزیر، سپیده‏ فردای این سرزمین، سیرانی را کم دارد که بخشی از سرنوشت این مرز و بوم بود. "

آخه سهل انگاری و بی کفایتی و بی لیاقتی تاکی !؟

خدایا به سر هیچ کافری هم نباران این غمهای جان فرسا را.

فقط باید آرزو کنم بعضی از این افراد مسئول ناشایست و نا بخرد خودشان خجالت بکشند و کنار بکشند تا کسانی بر مسند بنشینند که بتوانند  از تخصص و تجارب افراد شایسته و لایق استفاده کنند.

آمین یا رب العالمین

********************



سها: نیوشا جونم دلم خونه ... الان که داشتم عکس های حادثه رو می دیدم اونقدر اشک ریختم که نفسم بند اومد آخه خودت که میدونی منم خودم یه دختر همین سنی دارم و فکر اینکه یه مادر مثل من صبح دست گلش رو سالم بفرسته مدرسه بعد اینجوری تحویل بگیره و کسی هم پاسخگو نباشه تازه با طنز و خنده! باهاش برخورد بشه دیونه کننده ست.... برای اون فرشته ها سلامت دوباره و برای خانواده هاشون تحمل آرزو میکنم....

در ضمن خبرگزاری مهر عکسی از یه پرستار مرد هنگام رسیدگی به یکی از بچه ها رو گذاشته که بسیار منقلب کننده ست. اگه تونستم براتون میزارمش...

شاید طلسم نوشتن من شکسته شه چون الان احساس بهتری دارم . دعا کن این افسردگی کمی التیام پیدا کنه دوستم...

در ضمن دوستای گلم مشتاق و منتظر شنیدن خبرهای خوب هستم...

 نیوشا: سهای عزیزم نوشتی و خوشحالم کردی هر چند غمگنانه. من هم امیدوارم طلسم بشکنه و تو فعالییتت رو آغاز کنی.

و ناگهان چه زود پرکشیدی

ناباورانه پرکشیدی و ما را در ماتم ابدی فرو بردی. پانزده سال گذشت اما درد هجران تو عمیق تر شد و زخم ما تازه تر و ما دردمند تر از پیش.

کاش بودی و ما تو را داشتیم و تو ما را ای مادر صبور و تنهایم که تو بی کران دریای محبت را الگو بودی و شوق پرواز ما را نشانه.

تو با همه خوبیها و توانایی ات باغ بزرگ زندگی ما را آباد کردی اما تا آمدی گلی از این گلستان بچینی دستان همیشه متبرکت دور شد و دستت به گلی از باغستانت نرسید.

ای مادر رفتی و قلبم هر روز بیش از پیش پر دردتر و ناتوان تر می شود همانطور که تو تاب نیاوردی این زندگی ملال آور و  پر از دغدغه های سیاه را.


            و ما تا ابد داغدار این کوچ اجباری

                          و هجرت ناباورانه ات هستیم

                                  ای الگوی صبر و پایداری و فداکاری