با عرض معذرت از دوستان
اگه نوشته دیروز رو دیده باشین در ساعت 22/2 نوشته شده و من باید 25/2 کارت می زدم و می رفتم خونه برای اینکه عمه گولی من اومده بود خونه که ملافه های دوخته شده تشکها رو برام وصل کنه(الهی بمیرم براش، نمی دونست که اصلاً ندوختمشون) اونم داستان داره بماند.
&&&&&&&&&&&
استاد داور: تبریک میگم به خانم مهندس.کار خوبی بود؛دارای اهدافی بوده و نتایجی داشته؛ فقط یه چیزایی گفته بودم که اصلاح نشده.
- تو پایان نامه حاشیه پردازی زیاد بوده که نیاز نبود.منظورش توضیحاتی بود که برای عناصر غذایی مختلف در گوجه فرنگی داده بودم ولی روی اونها کار نکرده بودم(مثل پتاسیم،بور،منگنز و...).
من:استاد در پاورپوینت دفاع آورده نشده.
استاد داور:بله حالا اشکال نداره اینجا نیامده.
استاد داور: میوه ها درجه بندی نشده
من:استاد قرار نبود که میوه ها رو درجه بندی کنم.
استاد داور: البته اینها پیشنهاده. خانم مهندس ناراحت نشین.
استاد راهنما: من باید یه توضیحی بدم بعد حرف تمام.
تو این پایان نامه هدف ما درجه بندی میوه نبوده ما ملاک های دیگه ای برای کارمون داشتیم.
استاد داور: در جداول از حروف بزرگ استفاده شده که باید از حروف کوچیک استفاده می شد.
من: چشم استاد چون جداول زیاد بود در این فرصت کم نتونستم انجام بدم در پایان نامه اصلاح می کنم.گفت نه باید اینجا اصلاح می کردی.گفتم استاد این اسکن ها قبلاً انجام شده بود.و پاورپوینت رو آماده کرده بودم و ....سریع
استاد راهنما حرفم رو قطع کرد و گفت ضرورتی نداشت.قانون نیست.
داور برگشت به مشاور اشاره کرد که آقای دکتر آمار کار می کنن میدونن که ....
استاد مشاورم نه چیزی گفت و نه هم خیلی محکم سر تکون داد بلکه به نشانه تأئید حرکت سری انجام داد که راهنمام ندید و
استاد راهنما ادامه داد می تونست اینکار رو بکنه اما چارچوب قانونی ندارد.به من رو کرد و گفت اصلی ها رو اینکار رو بکن ولی فرعی ها نیاز نیست.
استاد داور: خب این وزن کیلو گرم به هکتارها رو چطوری به گرم یا میلی گرم در کیلوگرم یا در گلدان بدست آوردین؛ شاید بعضی می خوان بدونند(نمی دونست که اشکال دیده شده رو رفع کردیم و اصلاح شده). همون صفحه اوزان عناصر و سطوح مختلف مواد مصرفی رو آوردم روی پرده.
با استاد راهنما هماهنگ بودم بهش نگاهی کردم و گفت میتونی توضیح بدی.میتونستم ولی باید پای تخته محاسبه انجام میدادم .
گفتم بله استاد به وایت برد زیر پرده اسلاید اشاره کردم که باید روی تابلو محاسبه کنم خودش شروع کرد به توضیح دادن و سر هم بندی و جمعش کرد.
استاد داور: شما از وزنهای پایینی برای کاربرد عناصر ازت انجام داده اید.
من : بله استاد در پروژه من از عناصر پایین استفاده شده .امکان استفاده از سطوح بالا تر هست و به پیشنهاد شما این را در صفحه پیشنهادات آورده ام انشاءالله دانشجوهای بعدی از این تجربه استفاده خواهند کرد؛ و در خلال حرفهام همون صفحه اسلاید رو آوردم که پیشنهاد ایشون در ابتدای پیشنهادات گنجانده شده بود.
استاد داور:البته شما خیلی خوب کار کردین و اینها همه در قالب پیشنهاده؛ شما تعداد میوه رو در بوته آمار نگرفتین. این مهمه که چند تا میوه در یک بوته بوده و دارای چه درجه ای بوده ؛ریزی و درشتی میوه ،.....
من : این کار من یک کار علمیه و وزن کل و عملکرد هر بوته را بدست آوردم. من 17 مورد علمی را در این پروژه بررسی کردم در صورت نیاز دیگران، بعد از من هم می توانند این کار را انجام بدهند.
استاد راهنما با صلابت هرچه تمام نه مثل"من قربانت گردم و چاکرت شوم "گفت:ما برای انجام یک تحقیق پروپوزال میدیم و طبق اون پروپوزال کار می کنیم مگه می تونیم چیزی کم یا زیاد کنیم!؟در ضمن کجای این مملکت میوه ها گرید بندی هستند که این یکی باشه و بخواهیم ریز و درشتی را بخواهیم بسنجیم.
و این بود که داور خان از راهنما جان باخت و کم آورد و دیگر هیچ نگفت.
رییس گروه:خانم مهندس در کاربرد هیدروژل کارایی در کدام آبیاری بیشتر بوده؟
من:کاربرد آبیاری 4 روز یکبار دارای عملکرد بالاتری بوده که اختلاف معنی داری با آبیاری 6 روز یکبار نداشت.
رییس گروه: با توجه به اینکه گفتین هیدروژل باید مصرف آب رو کم کنه پس در اینجا اثر بخش نبوده.
استاد راهنما:هیدروژل مصرف آب رو کم می کنه اما دمای گلخانه در تیر و مرداد آنقدر زیاد بوده که نشد از فاصله آبیاری بیشتری در این پروژه استفاده بشه و در ضمن می شه که آمار و ارقام را برای کارایی بهتر و بیشتر دستکاری کرد و اما یکی از اهداف پروژه نتیجه ای هست که حاصل میشه و اونها برای تجارب بعدی به ثبت می رسه.
اما حالا این چند روز بعد از ردیف کردن همه معادلات نتیجه ئ دیگری گرفتم که دلم می خواد موهامو بکنم(آیکون نیوشا با دودستی مو کندن و هوار هوار و زر زر کردن).دلم می خواد یه کتک مفصل به خودم بزنم.دلم می خواد این دوگوله خاک اره رو زودتر به کار بیاندازم و جواب رو اونی که باید میدادم.
" هنوز دارم بعضی سوال جوابا رو حلاجی و ریشه یابی می کنم که چرا اون جوابو ندادم چرا این جوابو ندادم.در حال سرزنش کردن خودم و کتک زدن خودمم
.به خودم گفته بودم که مواظب سوالهای انحرافی باشم اما ذکاوت این کار رو نداشتم
.دلم می خواد بزنم تو سرم ".
من می تونستم بگم: کاربرد هیدروژل تنها، نشون داده که : بیشترین عملکرد به میزان 8/769 گرم در گلدان با کاربرد 10 گرم هیدروژل در کیلوگرم بدست آمد اما عدم استفاده از هیدروژل مقدار عملکرد رو به 8/308 کاهش داد. بدون در نظر گرفتن آبیاری این مهمترین نتیجه اثر هیدروژله .
خیییییییییییییلی از دست خودم عصبانی ام
.آخه چرا لااقل استاد راهنما جوابشو نداد.
رییس گروه: (حربه همیشگی و آخرین ضربه) بله البته ایشون باتوجه به اینکه از رشته ئ دیگه ای آمده بودند خوب کار کردند .
من:"با تعصب
"آقای دکتر من می تونستم پایان نامه ای با یکماه اجرای کار آزمایشگاهی رو بردارم و شما این رو در خیلی از پروژه ها ملاحظه فرمودین اما من کاری با اجرای 8 ماه گرفتم تا در خلال آن هم به تجاربم اضافه بشه هم یک کار مفیدی رو ارائه کرده باشم.
استاد راهنما: (دکترای خاک از استرالیا هستند) بله کار کردن با خاک کار بسیار سنگینیه و در توان همه نیست و ایشان کار سنگینی رو انجام دادند.
اشاره شد به استاد مشاور که نظر شونو اعلام کنند.
استاد مشاور:پایان نامه خوبی بود. به خودشون و خونواده شون که اینجا حضور دارند تبریک میگم.کاربردی بود. کاربرد هیدروژل چند سالیه که در ایران متداول شده.من در گلخانه ... کاربردش را روی توت فرنگی دیده ام .
این پایان نامه خیلی کار شده بود.من به گلخانه ایشون سر زده بودم. من در جریانش بودم و کمکشون کردم. البته آقای دکتر بیشتر زحمت کشیدند.امیدوارم همیشه موفق باشند.
در واقع با این سخنرانی ختم جلسه رو اعلام کردند.و همه دست زدند.
پسرک با دست گل بزرگ و زیبایی که پدرش از شب پیش تهیه کرده بود و یواشکی تو صندوق عقب قایم کرده بودند وارد شد به من تقدیمش کرد و همه دوباره کف زدند.
رییس گروه از ما خواست که سالن رو برای تصمیم گیری و نتیجه نهایی ترک کنیم.
گل بدست داشتم می رفتم بیرون آقای مسئول پژوهش گفت رومیزی ها رو خانم... آوردن؟اینجا به یادگار میمونه دیگه .
بعد از این همه چزوندن من حالا شوخ طبع شده.
گفتم:شما ۲۰ رو بدین رومیزی ها چه قابلی داره؟!
همه بجز هیأت داوران رفتیم بیرون و از حضار پذیرایی بیشتری به عمل آوردیم.
منتظر اعلام نتیجه موندیم و عکس و فیلم گرفتیم.